آیا قبر امام حسین(ع) در تخریب ها از بین رفت؟ آیا مرقد امام حسین(ع) جعلی است؟ پاسخ به شبهه اکبر گنجی.
24 بازدید
موضوع: سایر

در تاریخ 7 مرداد 1397 یادداشتی از اکبر گنجی با عنوان «هدر دادن چند میلیارد دلار برای رفتن به زیارت مرقدی که قبر امام حسین نیست» منتشر گردید و نویسنده در آن مدعی شد «مرقد امام حسین(ع) جعلی است»؛ یادداشتی که به دلیل ظاهر موثق و ارجاعات متعدد به منابع تاریخی و روایی، به سرعت در فضای مجازی در حال انتشار است. ضرورت و کیفیت تداوم و توسعه اعمال عبادی و مذهبی در شرایط مختلف، بارها توسط متخصصان دینی پاسخ داده شده است و در یادداشت پیش رو تنها به دلایل بی پایه بودن ادعای یاد شده اشاره می شود. نویسنده در یادداشت خود آورده است:

«معلوم نیست اساساً یزید چیزی از پیکر امام حسین باقی گذارده باشد تا باقی مانده آن پیکر را شیعیان در جای معینی دفن کرده باشند. با این همه، بر اساس منابع شیعیان، مختار بن ابوعبید ثقفی در سال ۶۵ قمری مرقدی بسیار ساده برای امام حسین ساخت. خلفای عباسی (منصور، هارون و متوکل) این بارگاه را تخریب کرده‌اند. منصور دوانیقی، دومین خلیفه عباسی، در سال ۱۴۶ قمری این مرقد را تخریب کرد. شعری در این مورد گفته شده که ترجمه‌اش چنین است: «بنای محکم ساختند بر قبر حسین، که بر آن قبه‌ای بود و دارای سقف بود تا پناهگاه جماعت شود، سپس منصور را کینه دیرین وادار کرد پس از نتیجه همان کینه‌ها آن بنا را تخریب کند» (مدرس، محمدباقر، شهر حسین علیه‌السلام، قم، دارالعلم، ۱۳۸۰ش ، ص۱۹۱). دومین بار، به دستور هارون الرشید (دوره حکومت: ۱۷۰ تا ۱۹۳)، درخت سدری که بر مرقد سایه افکنده بود، از ریشه کنده شد، بنای قبر تخریب شد و زمین آن شخم زده شد (شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ق. ص ۳۲۵). با این که پس از شخم زدن زمین و از بین بردن همه چیز، اثری وجود نداشت، گفته می‌شود که مأمون در دوران حکومتش مرقد جدیدی برای امام حسین ساخت. سومین بار متوکل عباسی (دوره حکومت: ۲۳۲ تا ۲۴۷) مرقد امام حسین را در سال ۲۳۶ قمری تخریب کامل کرد. «متوکل در ویران‌سازی قبر کاری کرد که در آینده هیچ کس قادر به طرح هیچ ادعایی درباره وجود قبر امام حسین نباشد. پس از تخریب، زمین را کاملاً شخم زد و آب زیادی بر آن جاری ساخت که همه چیز را با خود برد» (مدرس، محمدباقر، شهر حسین علیه‌السلام، قم، دارالعلم، ۱۳۸۰ش ، صص ۲۰۷- ۲۰۶). به گزارش برخی منابع، متوکل سپس در آن زمین‌ها زراعت کرد تا هیچ اثری از آن باقی نماند ( اخبار الدولهْ العباسیه، ترجمه عبدالعزیز دوری، ص ۳۶۵). جلال‌الدین سیوطی می‌نویسد: «متوکل در سال ۲۳۶ هجری دستور تخریب قبر حسین و بناهای اطرافش را صادر کرد و دستور داد تا همه زمین را شخم بزنند و بذر بکارند» (جلال‌الدین سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص ۳۴۷). مجلسی شعری در این مورد نقل کرده که ترجمه آن به شرح زیر است: «به خدا قسم اگر بنی امیه پسر دختر پیامبر خدا را در حالی که مظلوم بود به قتل رسانیدند. پسران پدر او (یعنی بنی عباس) نظیر آن عمل را انجام دادند و به جان تو قسم که قبر امام حسین را خراب کردند. بنی عباس متأسف بودند که چرا در قتل امام حسین مشایعت از بنی امیه نکردند (چون به آن منظور نائل نشدند لذا) به جستجوی استخوان‌های آن حضرت رفتند» (مجلسی، محمد باقر، زندگی حضرت امام حسین علیه‌السلام، ترجمه جلد۴۵ بحارالانوار، مترجم محمدجوادنجفی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۶۴ش. ص ۳۸۷). اگر آن همه کینه و نفرتی که شیعیان از سه خلیفه عباسی نقل کرده‌اند درست باشد، معلوم است که هیچ استخوانی هم باقی نگذاشته‌اند. اما منتصر عباسی، فرزند متوکل، پس از کشتن پدرش، در دوران خلافتش مرقد جدیدی برای امام حسین ساخت. مرقدی فاقد جنازه که فقط و فقط نقشی نمادین دارد. اما این مرقد در طول تاریخ توسط سلاطین صفوی وقاجاری بسط و گسترش بسیار پیدا کرد و طلایی شد. جمهوری اسلامی هم در سال‌های پس از سرنگونی صدام حسین توسط آمریکا، صدها میلیارد تومان هزینه قبر ائمه در عراق کرد. فضای عمومی مرقدها را ده‌ها هکتار گسترش دادند و گنبدهای طلایی برای تک تک ائمه ساختند».

در پاسخ به چند نکته اشاره می شود.

1. نویسنده در بخش های مختلف با عباراتی چون شاید، معلوم نیست، اگر چنین باشد، تنها ایجاد تردید در مخاطبان را در نظر داشته است و هیچ دلیلی برای ادعاهای خود نیاورده است؛ برای نمونه می نویسد: «معلوم نیست اساساً یزید چیزی از پیکر امام حسین باقی گذارده باشد تا باقی مانده آن پیکر را شیعیان در جای معینی دفن کرده باشند» یا « اگر آن همه کینه و نفرتی که شیعیان از سه خلیفه عباسی نقل کرده‌اند درست باشد، معلوم است که هیچ استخوانی هم باقی نگذاشته‌اند». جالب است که دقیقا پس از همین دو عبارت که صورتی احتمالی دارد، وی شواهد قطعی تاریخی را ذکر می کند که خلاف این مطلب را می رساند و نشان از باقی ماندن قبر امام حسین(ع) در جای خود دارد. وی پس از عبارت نخست می نویسد «بر اساس منابع شیعیان، مختار بن ابوعبید ثقفی در سال ۶۵ قمری مرقدی بسیار ساده برای امام حسین ساخت» و پس از عبارت دوم تاکید می کند که «اما منتصر عباسی، فرزند متوکل، پس از کشتن پدرش، در دوران خلافتش مرقد جدیدی برای امام حسین ساخت». البته نویسنده تلاش می کند تا با اضافه کردن جملاتی به این شواهد متقن، از تاثیر آن بکاهد بنابراین تاکید می کند که گزارش ساخت مرقد بر مزار امام حسین(ع) در منابع شیعی مورد توجه قرار گرفته و پس از طرح شاهد دوم می نویسد «مرقدی فاقد جنازه که فقط و فقط نقشی نمادین دارد ساخته شده است». باید گفت وجود قبر برای آن حضرت در زمان یاد شده در منابع اهل سنت نیز بارها مورد تاکید قرار گرفته است (برای نمونه، رک: تاریخ طبری، تاریخ طبری، ج5، ص590) و اتفاقا عین عبارت یاد شده در کتب ایشان ذکر شده است (برای نمونه، رک: خوارزمی، مقتل الحسین، ج2، ص238). اما سخن دیگر وی که «مرقد فاقد جنازه بوده است» تنها یک برداشت بدون دلیل و آوردن یک احتمال بی پایه در کنار متن اسناد است. شایان ذکر است که اصل دفن بدن امام(ع) در کربلا امری مورد اجماع مورخان و غیر قابل تردید است.

2. تلاش عباسیان برای از بین بردن بارگاه آن حضرت در دوره عباسیان از آن جهت بود که این مکان به محلی برای تجمعات و گردهمایی شیعیان تبدیل شده بود؛ و از این جهت خلفای عباسی دستور به تخریب اماکن ساخته شده در اطراف بارگاه امام(ع) را نیز می دادند(تاریخ طبری، ج9، ص185). البته اخبار متعددی از مقاومت شیعیان برای از بین بردن محدودیت های ایجاد شده توسط عباسیان در این راستا وجود دارد(برای مشاهده اخبار متعدد در اینباره، رک: دانشنامه امام حسین(ع)، ج10، ص441). اما پرسش اصلی این است که در خلال تلاش عباسیان برای تخریب مرقد امام(ع) و شخم زدن زمین های این منطقه و تبدیل آن به مناطق زراعی- آیا محل دفن امام(ع) تغییر کرده و یا از بین رفته است؟ شواهد نشان از پاسخ منفی به این پرسش دارد؛ برای نمونه:

الف. مطابق روایتی در کتاب امالی شیخ طوسی حتی در هنگام شخم زدن زمین ها در دوره خلفای عباسی محل دفن امام(ع) شخم زده نشده است و حتی پس از این رویداد بوریایی که پیکر آن حضرت در آن وجود داشت نیز برای اطمینان رویت شد(شیخ طوسی، امالی، ص326).

ب. شیعیان نیز برای جلوگیری از تخریب محل دفن امام(ع) اقدامات متعددی می نمودند و برای نمونه عده ای از طایفه بنی اسد بارها در منطقه حاضر شده و با قرار دادن نشانه و علامت، از پنهان شدن محل قبر آن حضرت جلوگیری می کردند(ابن شجری، امالی، ص162).

ج. در منابع اهل سنت اخباری تکرار شده است که مطابق آن عباسیان با اقدامات خشونت آمیز خود بارها قصد پنهان کردن محل دفن امام را داشتند، اما موفق به این امر نشدند و هر بار پس از کنار رفتن موانع ایجاد شده توسط عباسیان، نشانه هایی از محل دفن آن حضرت در جای پیشین پدیدار می شد(برای نمونه، رک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج14، ص245).

3. شایان ذکر است که تخریب سایه بان و بارگاه قبر امام(ع) در دوره های مختلف رخ داده است و در این موارد به قبر امام(ع) آسیبی وارد نشده است. این درحالی است که نویسنده می کوشد هر رخدادی را سبب از بین رفتن محل دفن امام حسین(ع) بداند. در مورد این شاهد که هارون الرشید دستور داد تا درخت سدر موجود در بارگاه آن حضرت از ریشه در آید، باید گفت وی تلاش کرده است تا یکی از نشانه های محل قبر آن حضرت را از بین برد و در این شاهد نیز درباره از بین رفتن محل دفن آن حضرت سخنی به میان نیامده است(برای اطلاع از نمونه های اخبار موجود در اینباره، رک: مزی، تهذیب الکمال، ج6، ص444؛ شامی، الدرالنظیم، ص572).

4. نویسنده در نقل خبر از کتاب امالی شیخ طوسی در جمله ای خبری آورده است «بنای قبر تخریب شد و زمین آن شخم زده شد». این درحالی است که مراجعه به این منبع نشان داد هرچند دستور چنین کاری از سوی خلفا داده شد، اما این اقدام در مورد محل دفن امام(ع) رخ نداد. بنابراین نویسنده به دست کاری اخبار موجود در این منبع و اضافه کردن نظرات خود در پوشش منابع نیز پرداخته است.

5. آنچه تاکیدی بر بی پایه بودن شواهد مورد ادعای نویسنده است، تلاش وی برای پیدا کردن شواهد در میان اشعاری است که با هدف مرثیه سرایی و حماسه سرایی ارائه شده است. وی با اشاره به شعری که علامه مجلسی نقل نموده این عبارت را از شعر ترجمه کرده است که «عباسیان قبر امام(ع) را تخریب کردند» و بدین نکته توجه ندارد که باتوجه به مضمون کلی شعر سخن از تلاش هایی است که برای تخریب بارگاه آن امام(ع) صورت گرفته است و در شعر تصریح می شود که «چون عباسیان که در دوره حیات به امام(ع) دسترسی نداشتند در سدد اهانت به استخوان های ایشان برآمدند»؛ خصوصا اینکه واژگان در فضای اینگونه اشعار لزوما مطابقت با اخبار و روایات ندارد.

4. همچنین گفته شده است که ساخت بنا و توسعه بارگاه امام(ع) توسط صفویان صورت گرفته است و به نوعی چنین القا شده است که آنان به دنبال احیای امری غیر واقعی بوده اند؛ این درحالی است که مراجعه به منابع نشان می دهد، شیعیان و حتی اهل سنت از همان ابتدا به بازسازی درگاه، سایبان و رواق قبر مطهر امام(ع) پرداخته اند و صفویان نیز در همین راستا اقداماتی داشته اند(برای مشاهده مجموعه از این اخبار، رک: دانشنامه امام حسین(ع) ج10، ص441 و ج11، ص131، 305 و 343؛ عزاوی، تاریخ العراق بین احتلالین، ج1، ص367، 376 و 382)؛ برای نمونه در دوره امام صادق (ع)، حضرت در طرح مستحبات زیارت امام(ع) به وجود درب شرقی و جنوبی و گنبد برای بارگاه آن حضرت اشاره می کنند(شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص288). جالب است که اعتراضات و مقابله اهل عراق با خلفای عباسی در این موضوع تا حدی است که پس از متوکل- که بیشترین تلاش را برای تخریب بارگاه امام(ع) کرد)، خود خلیفه عباسی یعنی منتصر در سال 247 به بازسازی بنای مرقد امام(ع) در محل مشخص شده و دارای علامت از قبر مطهر امام(ع) توسط شیعیان، می پردازد(مسعودی، مروج الذهب، ج4، ص135).

متاسفانه نویسنده حتی این زحمت را به خود نداده است تا برخی مطالعات معاصر و در دسترس در موضوع مورد نظر مراجعه نماید؛ و همچون دیگر یادداشت هایش درباره مباحث دینی، ابتدایی ترین اصول کار علمی را زیر پا گذارده است؛ که البته پاسخ علمی و به­موقع به چنین سخنانی، چهره واقعی نویسندگان و عدم صداقت آنان را نشان داده و بر استحکام باورها و ارزش های اسلامی در نظر دیگران می افزاید.

منابع

1.ابن شجری، هبه الله بن علی، امالی، مصر، قاهره، 1417ق.

2.ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، 1415ق.

3.ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، نجف، المكتبة الحيدريه، 1385ق.

4.خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، قم، انوار الهدی، 1388.

5.ری شهری، محمد، دانشنامه امام حسین(ع)، دارالحدیث، 1388.

6.شامی، یوسف بن حاتم، الدرالنظیم، موسسه النشر الاسلامی، 1420ق.

7.طبری، تاریخ طبری، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1403ق.

8.طوسی، محمد بن حسن، امالی، موسسه البعثه، 1414ق.

9.طوسی، محمد بن حسین، مصباح المتهجد، بیروت، 1411ق.

10.عزاوی، عباس، تاریخ العراق بین احتلالین، مکتبه الحیدریه، 1383.

11.مزی، جمال الدین، تهذیب الکمال، بیروت، موسسه الرساله، 1406ق.

12.مسعودى، على بن الحسين، مروج الذهب، قم، مؤسسة دارالهجره، 1409ق.