قضاوتی عجولانه یا نگاهی واقع بینانه؟
269 بازدید
تاریخ ارائه : 9/24/2014 9:24:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

در آغاز دو نکته را یادآور می شود؛ اول انکه خود را در ابتدای راه دیده و سخنم را وحی منزل نمی دانم و البته تلاش دارم که عجولانه قضاوت نکنم؛ تا چه اندازه مقبول افتد. دوم آنکه، این یادداشت از جلسه ای کلید خورد که خدمت جناب دکتر آیینه وند، استاد تاریخ اسلام و رییس حال حاضر پژوهشگاه علوم انسانی بودم. سخنانی طرح شد که حکایت از دستان خالی داشت. دستان خالی جامعه و مردم از سیره کاربردی اهل بیت(ع) و دستان خالی اندیشمندان علوم اسلامی از سیره پالایش یافته آن بزرگواران. آنچه در این نوشته می آید شاید به نظر ساده رسد، اما همین ساده انگاری هاست که ما را از حرکتی پر شتاب برای احیای سیره معصومین(ع) بازداشته است. البته با همین دستان خالی هم جا دارد که بگوییم در این نا امیدی بسی امید است؛ زیرا امروزه علاوه برآنکه کارآمد بودن تاریخ و سیره معصومین (ع) در جامعه اسلامی بر کسی پوشیده نمانده؛ کاربردی شدن سیره حکومتی، آموزشی، اخلاقی، تربیتی و... معصومین(ع) به عنوان یک مسأله در بین علما و اندیشمندان علوم اسلامی طرح شده است؛ و این جای امیدواری دارد. حاشیه این بخش یادداشت آنکه بی شک رهبر ایران اسلامی در توسعه یافتن گفتمان سبک زندگی اهل بیت(ع) نقشی بی بدیل را ایفا نموده اند. اما سوال این نوشته آنست که نقش میراث مکتوب مسلمانان در دستیابی به این سیره چیست؟ آیا می توان این میراث را کنار گذاشت و بجای آن، آنچه به عنوان سیره رواج یافته است را به عنوان مواد خام وارد چرخه این عملیات پیچیده کرد؟ به عبارت دیگر آیا می توان به این سوال که «آیا آنچه امروزه به عنوان سیره معصوم شناخته می شود سیره حقیقی آن بزرگواران است؟» پاسخ مثبت داد؟ پاسخ این سوال با تمرکز و توجه مداوم در این نکته بدست می آید که برای کاربردی شدن سیره معصوم، ارائه یک چهره کلی از اهل بیت(ع) کافی نیست و ما باید وارد جامعه و عصر ائمه شویم و به جزئیات احوال  آن بزرگواران دست یابیم؛ و این جز با بررسی دقیق و موشکافانه میراث مکتوب امکان پذیر نیست. این در حالی است که میراث یاد شده بیش از هزار سال در فراز و نشیب حرکت تاریخ دست خوش آسیب های فراوان بوده است. حال آیا می توان بدون انجام پالایشی جدی برای دستیابی به سیره حقیقی و قابل اثبات، دست به کار شد و تلاش برای کاربردی کردن و ترویج آن نمود؟ شایان ذکر است که سخن تنها در کنار گذاشتن موارد غیر قابل قبولی که در این میراث جای گرفته  نیست؛و بسیاری از مواد اصلا از این میراث استخراج نشده است تا نوبت به کاربردی شدن آن برسد. نکته مهم دیگر آنست که معصوم(ع) اگر بشر باشد می تواند برای همه مسائل بشری پاسخ ارائه دهد و الگو باشد. شاید اینکه امروز جوانان ما از معصومین(ع) الگویی فرابشری در نظر دارند نشان از اهمیت و لزوم کار بیشتر بر روی میراث مکتوبی دارد که از بعثت تا غیبت کبری در طول 342 سال و از قول ، فعل و تقریر معصومین برداشت شده است. به نظر می رسد به رغم تلاش های گسترده محققان، فاصله ما تا روزی که بتوانیم ادعای دستیابی کامل و صحیح به این مواد خام را داشته باشیم، زیاد است. شکی نیست که در این بیش از هزار، عالمان، فرهیختگان و دانشمندان شیعه همواره در تلاش برای ارائه چهره ای ذو ابعاد و البته کاربردی از ائمه اطهار بوده اند و با پذیرش اینکه در برخی محورها ما اکنون به سیره حقیقی دست یافتیم، این سوال طرح می شود که چقدر از سیره معصومین(ع) در زندگی مردم تبلور یافته است؟ آیا آمارها خبر از رشد الگو گیری از معصومین (ع) دارد؟ سخن کوتاه کنم ...و غرض را بگویم که به نظر سرعت کار در این مقوله به اندازه ظرفیت و نیاز نیست. امید به روزی که علاقه مندان به تاریخ و سیره به دنبال نیاز اساسی جامعه به سیره حقیقیائمه بوده و مسیر یابی کنند  و امید به روزی که اندیشمندان حوزه علوم انسانی به میدان آمده و مطالعات بین رشته ای آنان مسیر را برای تحقق آرمان های جامعه اسلامی هموار سازد؛در پایان سخنی از سعدی می آورم؛ که بی ربط به آنچه از قلم گذشت نیست:

صاحبدلی به مدرسه آمد زخانقاه/بشکست صحبت اهل طریق را/ گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود/ تا اختیار کردی از آن این فریق را/ گفت آن گلیم خود می برد زموج/ وین جهد می کند که بگیرد غریق را.