معرفی دو تحقیق تاریخی
448 بازدید
تاریخ ارائه : 2/5/2015 8:26:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

کتابی در سال 1390 با عنوان نقش امامان شیعه در شکل گیری و توسعه تمدن اسلامی به قلم حجه الاسلام و المسلمین دکتر غلامحسین محرمی توسط موسسه آموزشی امام خمینی (ره) به چاپ رسید. عنوان کتاب فوق العاده جذاب بود؛ زیرا به مسأله ای می پرداخت که کمتر به آن توجه شده بود. به گفته معاونت پژوهشی موسسه امام خمینی این کتاب برای استفاده دانش پژوهان و محققان نگاشته شده است. سخنی که انتظار بنده را در مطالعه کتابی علمی دوچندان می کرد. کتاب را باید خواند و مطالعه آن را به همه علاقه مندان به تاریخ اهل بیت پیشنهاد می کنم؛ زیرا به قول برخی اساتید گرامی از جمله کارهایی است که جاده ای را گشوده و تلاش می کند روزنه ای را به سوی حقیقت بگشاید؛ و البته واضح است که در ورود اولیه به یک موضوع تاریخی نباید انتظار یک بحث کامل و بدون نقد را داشت.

با این حال بنده در جلسه ای با حضور دانشجویان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه کتاب یاد شده را را معرفی و اجمالا نقد کردم. اکنون مواردی  را از باب نمونه به عنوان مشکلات کتاب ذکر می کنم. البته یادداشت حاضر صرفا به دنبال نقد این کتاب نیست و این سخن ادامه پیدا می کند. بنده گفتم

1.ورود به بحث بدون مفهوم شناسی، ارائه ضرورت، اهداف، فرضیه، سوال و...است که به نظر پرداختن به این مسائل نظری از اولیات یک بحث علمی می باشد.2.نگاه سطحی و بدون عمق نسبت به روایات و شواهد 3. عدم پرداختن کامل کتاب به مسائل تمدنی و عدم توجه به نقش ائمه در برخی موارد مهم فرهنگی و تمدنی 4.عدم بهره گیری از پیشینه و تحقیقات انجام شده در این موضوع 5. استفاده بیش از حد از منابع دست چندمی 6استناد به مسائل و مباحثی که تا به حال مورد اتفاق و اجماع قرار نگرفته است. 7. ناهماهنگی و بی نظمی در ارجاعات8.خروج از بحث اصلی و پرداختن به مسائل فرعی در صفحات متعدد.9.نقل قول بیش از حد؛ که نشان از نگاه نقلی صرف دارد و موضوع را با کمبود تحلیل مواجه می کند10.عدم چینش منطقی و جامع مباحث و سرفصل ها.... این را بگویم که خلاف ادب در حق نویسنده محترم کتاب نکرده و باز توصیه می کنم که خواننده نوشته حاضر بدون مراجعه به کتاب نباید آنچه ذکر شد را تماما بپذیرد.

حالا خواهش میکنم با بنده همراه شوید و هرچند عریضه طولانی شد اما بیایید سری به کتاب دیگر بزنیم.

آقای آندره نیومن استاد دانشگاه ادینبورگ انگلستان کتابی با نام دوران شکل گیری تشیع دوازده امامی دارد. این کتاب را هم بنده در جلسه دیگری با حضور همان افراد نقد کردم.اشکالات محتوایی کم نیست؛ اما می خواهم کمی از این کتاب تعریف کنم و موارد مثبت آن را بشمارم.

1. نوآوری در بررسی تطبیقی روایات شیعه2.عدم خروج از بحث و برقرار کردن ارتباط مناسب میان جزئیات و موضوع اصلی3.توجه و اهمیت فوق العاده به پیشینه تحقیق و بهره گیری از آن در طول تحقیق4.توجه به سیر تاریخی و ترتب زمانی حوادث و ارائه روایتی مناسب 5.توجه به جریانشناسی و بستر شناسی فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی6.سازماندهی و دسته بندی منطقی بحث7.انتخاب عناوین جامع برای کتاب و فصل8.ارائه تحقیقات آماری مورد نیاز9.بیان خلاصه و نتایج به صورت مناسب10.نگاه گونه شناسانه و نقادانه به منابع.

 داد و  بی داد حقیر از همین ماجراست. که این محاسن تقریبا در کارهای غربی عمومیت دارد. در حالی که در کشور و در حوزه علمیه فرهیختگان بسیاری در علوم انسانی اسلامی داریم که یا بی روش کار می کنند یا خیال خود را راحت کرده و با این بهانه که در اینگونه مباحث غربی ها خیلی جلوتر از ما هستند؛ از روش های آنان استفاده می کنند. کتاب نخست موضوع و محتوای فاخری دارد که اگر در چهارچوب روشمند قرار می گرفت قطعا ثمرات بیشتری داشت. جالب اینجاست که در ابتدای همین کتاب آقای نیومن، یکی از فضلای گرامی به نقد این کتاب پرداخته. به نظر می رسد نقد ایشان نیز قالب و روش یک نقد جامع را ندارد. یادم می آید که به یکی از اساتید گرامی پیش از ارائه بحث از کتاب نیومن گفته بودم که بنده با آقای نیومن ارتباط برقرار کردم و ایشان پاسخ دادند؛ و به نظرتان چه سوالی از ایشان بپرسم. ایشان در ابتدا گفتند بپرسید تا چه اندازه نقدی که به ایشان شده را می پذیرند؟....اما بعدها که این کار را نکردم، پیشیمان نشدم. شاید ارائه نقدی غیر روشمند مفسده اش بیشتر باشد تا فایده اش.

نتیجه آنکه به نام علم نوشتن راحت است؛ و آنچه مشکل است برای علم و علمی نوشتن است.