عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت
537 بازدید
تاریخ ارائه : 11/30/2014 8:41:00 AM
موضوع: سایر


چرا مطالعات دینی مقبولیت خود را نزد بسیاری از قشر جوان جامعه  از دست داده است؟  چرا بسیاری از طبقه روشنفکر جامعه به کتاب های دینی نگاهی تحقیر آمیز دارند؟ چرا عموما با خوانندگان کتاب های رمان و شعر و... فلان شخص غربی، برخورد مثبتی می شود اما اگر کتاب عنوانی مذهبی داشته باشد در بهترین حالت به خواننده توجهی نمی شود یا نگاهی خنثی می شود؟ چرا میزان انتشار کتاب های دینی پس از انقلاب بیشتر شده، اما میزان خرید و مطالعه آن به همین نسبت رشد نداشته است؟چرا عده ای هنوز نمی خواهند بپذیرند که مطالعات دینی همگام با مطالعات دیگر روند رو به رشد ندارد؟ چرا به تصور رایج مطالعه برای اوقات فراغت است؛ آن هم برای خواندن شعر و رمان و...؟ چرا در جامعه برخی موضوعات واضح به عنوان یک شبهه رسوخ می کند؟ چرا مطالعات دینی هنوز نتوانسته برخی شبهات اول انقلاب را برای همیشه از گود خارج کند؟ چرا بسیاری به دنبال پاسخ به شبهاتی هستند که تاریخ مصرفشان گذشته است؟ چقدر از مطالعات یک دبیرستانی و یک دانشجوی کارشناسی به دین مربوط است؟چرا جوانان در نتیجه نیافتن برخی پاسخ های شبهات شان و یا برای غرق نشدن در پاسخ های مختلف ترجیح می دهند برای همیشه به این مسائل فکر نکنند و گاهی از آن متنفر می شوند؟ 

(منظور حقیر این نیست که جوانان ما دین را بوسیده اند و گذاشته اند کنار. در همین جامعه میزان مطالعه قرآن و ادعیه و زیارات معصومین(ع) قابل مقایسه با هیچ نوشته دیگری نیست؛ درد از جای دیگر است. چرا امروز یک جوان، در این جامعه، برای حل مشکلش در وهله اول دست به دامن نوشته های دینی نمی شود؟)

آیا مردم مقصرند که چیزی را که دوست دارند و نیازی از آنان را برطرف کند می خوانند؟ آیا مقصر خارجی ها هستند که نظر داده اند یا مترجمین که آن را ترجمه کرده اند؟ آیا مقصر مردم هستند که دیگر جذابیتی در کتابهای دینی نمی بینند؟ آیا مردم مقصرند که به مسائل کاربردی پرداخته نمی شود؟ آیا مردم مقصرند که برای پاسخ به یک سوال تخصصی در علوم تجربی پاسخی یکسان دریافت می کنند اما برای پرسش دینی شان با سلیقه های مختلف و کتاب های متنوعی سروکار دارند که هیچ کدام نشانه ای از علمی یا غیر علمی بودن ندارد؟ آیا مسئولان نشر مقصرند که آنچه نوشته می شود و باب دل مردم است با تیراژ بالا چاپ می کنند؟ آیا جوانان مقصرند که برخی پاسخ های شبهات دینی سربسته داده می شود؟

(افسوس آنکه چرا ها هم همه در محدوده فوق محدود شده است؛ حال آنکه می توان صورتی دیگر به چرا ها داد)

چرا دروازه ورود به پرداخت و نظریه پردازی دینی به روی همه باز است؟ چرا قرائت های مختلف غیر علمی و همراه با خرافه در مطالعات دینی انتشار می یابد؟ چرا اندیشمندان علوم دینی نسبت به مطالعات دینی که به صورت سطحی، عامیانه، احساسی و بدون تتبع صورت می گیرد بی تفاوت شده اند؟ چرا عالمان دین کمتر برای عموم  و طبقه متوسط دست به قلم می شوند و صرفا به مسائل تخصصی می پردازند؟ چرا آمار تورم و رکود و ... برای ما مهم تر از آمار شبهات مردم شده و اصلا چرا آمار شبهات موجود را نداریم؟چرا دائما مسائل اقتصادی و سیاسی و ... را در چشم مردم به عنوان مسائل و مشکلات و نیازهای شماره یک نشان داده ایم؟ چرا مجلات انتقادی کتاب از نوشته های دینی غیر علمی که اتفاقا همان ها در دستان مردم است سخنی به میان نمی آورند؟ چرا باید نویسندگان دینی نوشته شان با اعمال شان گاه ناسازگار باشد تا مخاطب دیگر رغبتی به نوشته شان پیدا نکند؟ چرا یک مرجع معرفی الکترونیکی کتاب نداریم که هرکسی مشخصات خودش و سوالش را بدهد و پاسخ بگیرد؟ چرا کاری نمی کنیم که نویسندگانی که بد می نویسنند، کمی تجدید نظر کنند؟ 

هر از چند گاهی پرسش های فوق به صورت پراکنده طرح می شود؛ اما قانع کننده ترین پاسخ از سوی مسئولین، ارجاع به قوانین مصوب و یا مصوبات در دست اقدام است و بهترین جواب برخی بزرگان ارجاع به معدود کتبی است که در حوزه دین نوشته شده و مورد پسند همگان نیز واقع شده... بنده می پذیرم که کتاب دینی خوب داریم؛ اما آیا آنچه هست توان رقابت با بخشی از مکتوبات حوزه های دیگر را دارد؟ (رهبر معظم انقلاب فرمودند شاید باورکردنی هم نباشد اما در حوزه کتاب های دینی کم کار کرده ایم و کم کار می کنیم)...جان سخن آنکه به نظر می رسد باید جسارت به خرج داد، مشقت به جان خرید، عالمانه و عاشقانه وارد گود شد و منتظر کسی نماند...ضرب المثل است که عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت.